X شهید همت: "دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود؛ جبهه بوی ایمان می‌داد و اینجا ایمانمان بو میدهد!!!"
مکان تبلیغات شما
تعرفه تبلغات درخواست نرم افزار پست های ویژه تماس با ما

بدون دردسر نرم افزار موردنظرتون را پیدا کنید

روایت استاد از شاگرد – ویژه نامه شهید علی خلیلی

ویژه نامه ی شهید علی خلیلی

کلیپی فوق العاده از صحبت های استاد شهید از خصوصیات علی خلیلی

همراه با لحظاتی ناب و دیده نشده از علی خلیلی

و لحظه ی خاک سپاری شهید در بهشت زهرا

شاید تا به حال نام شهید علی خلیلی را شنیده باشید اما ندانید که شهید خلیلی چه کسی بود و برای چی و یا در چه جریانی به شهادت رسید. شهید خلیلی طلبه ی بسیجی بود که در حوزه ی علمیه امام باقر (علیه السلام) تحصیل می کرد و از شاگردان حجت الاسلام حشمدار به شمار می آمد. در یکی از شب هایی که به خاطر میلاد امام زمان جشنی برپا کرده بودند و مولودی برقرار بود، بعد از اتمام جشن، شهید خلیلی تصمیم گرفت به خاطر دیر وقت بودن دو نفر از نوجوانانی که در مجلس بودند را به خانه هایشان برساند. علی با موتوری که داشت راه افتاد به سمت منزل آنها؛ که در راه اراذلی را دید که قصد آذار و اذیت دو دختر جوان را داشتند. علی که طاقت دیدن به تاراج بردن ناموس شیعه را نداشت موتور را به دوستان نوجوان خود سپرد و رفت تا مانع این کار شود اما آن جوانان به ظاهر مست و کوردل کاری با این حرف ها نداشتند. علی که دید آنها هم چنان به کار زشت خود اصرار دارند با آنها درگیر شد که در آن شلوغی یکی از آن اراذل با چاقو یا قمه ای که در دست داشت ضربه ی محکمی به شاهرگ گردن شهید خلیلی زد و علی غرق در خون نقش زمین شد. درسته که با این کار علی خلیلی صدمه ی شدیدی دید که در ادامه باعث شهادتش شد اما از پاکی آن دو دختر جوان دفاع کرد و نگذاشت که آنها دامنشان به گناه آلوده شود. نا گفته نماند که شهید خلیلی با تمام مشکلاتی که وجود داشت به بیمارستان رسید و توانست بار دیگر نفس بکشد. اما طولی نکشید که شهید علی خلیلی با اقتدا به مادر پهلو شکسته خود،حضرت فاطمه زهرا (س)، بعد از گذشت چیزی بیشتر از دو ماه بعد از آن حادثه بر اثر جراحت زخم و ضعف بدنی به درجه رفیع شهادت نائل شد.

shahid khalili

شاید پرسید که ما یک سایت ارائه دهنده ی نرم افزار مذهبی اندروید هستیم و این چیز ها که به ما ربطی ندارد. در جواب میتونم بگم که این کار فقط و فقط به خاطر عشقی بود که به شهید داشتم و ارادت به کاری بود که این مرد بزرگ کرده بود. چرا که هر وقت خودم را جای شهید گذاشتم، شجاعت این را حتی در خیال هم پیدا نمیکردم که با آن وحشی های بی خدا مقابله کنم و این جاست که ارزش کار شهید هویدا می شود. ان شالله که پیرو همه ی شهیدان باشیم و نگذاریم که این ارزش ها پایمال شود.

 

برچسب ها
, , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
  1. سجاد گفت:

    خدا یادشو تو دلامون زنده نگه داره.
    تشکر

فرستادن دیدگاه


نام پلن مکان تبلیغات سایز پلن قیمت (تومان)
A1 بالای سایت ۴۶۸×۶۰ 10,000
A2 بالای تمام پست ها ۴۶۰×۶۰ 10,000
A3 بلوک چپ و راست ۱۲۰×۲۴۰ 15,000
A4 در ادامه مطالب ۴۶۰×۶۰ 5000
AT تبلیغات متنی - 3,000
Translate »